ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5
  1. #1
    تاریخ عضویت
    Jan 2012
    نوشته ها
    30
    303
    کاربر جدید
    کاربر جدید

    یک معامله تجاری با حداقل سرمایه گذاری و حداکثر سود

    اگر کسی بتواند ((کالایی)) را با سرمایه حدود 500،000 دلار بسازد و حداقل حدود 12،000،000 دلار بفروشد، ساده ترین معنایش این است که کار بسیار موفقی انجام داده!!!
    حالا اگر این کالا دارای مفاهیم فرهنگی و هنری هم باشد دیگر چه بهتر!!!
    در شرایط جهانی امروز هر کشوری تلاش می کند از طریق داشته هایش به سود بیشتر دست یابد، یکی از تولیدات صنعتی استفاده می کند و دیگری از جنگل‎ های کشورش. یکی آثار تاریخی مملکتش را بهانه ای می کند برای جذب توریست و آن دیگری ازکوه های سربه فلک کشیده سرزمینش برای کسب درآمد بهره می برد.

    موفقیت اصغر فرهادی را در (( جدایی نادر از سیمین)) قدر بشناسیم و برای لحظه ای تصور کنیم که درصورتی که محصولات فرهنگی بسیار درخشان این سرزمین را می توانستیم حمایت کنیم و در معرض دید جهانیان قراربدهیم علاوه بر امکان بیان دیدگاه ها و ارزش هایمان، شاید می توانستیم به سودهای مادی بسیار خوبی هم دست پیدا کنیم.
  2. #2
    تاریخ عضویت
    Dec 2011
    محل سکونت
    تهران
    سن
    32
    نوشته ها
    919
    4,791
    نوشته های وبلاگ
    1
    مدیریت کل سایت
    مدیر کل انجمن
    خبری که همه ی ما را شاد کرد، خبر جایزه ی گلدن گلوبی بود که به «اصغر فرهادی» و «جدایی نادر از سیمین» ش رسید. بامداد خوب ۲۶ دی ماه، لحظات انتظارِ ساعاتِ پیش از طلوع آفتاب و این امید که شاید یکی از معتبرترین جوایز سینمایی جهان، از آن کشور ما گردد. برای ما که عادت داریم به دوست داشتن ستاره های فرنگی و افتخارات مدام آن ها، طرفداری از «مریل استریپ» تا ستارگان فوتبال و ورزش آن ها، صاحب مجلس بودن در قلب غرب و شانس سرتر ایستادن از ستارگان آن ها، موقعیتی کم یاب بود. منتظر بودیم. شاید عادت نامبارک «ما کجا، آن ها کجا؟» خیلی ها را ناامید از رؤیای برنده شدن فرهادی می کرد. اما گلدن گلوب به او رسید، به ایران رسید. فرهادی از «مردم کشورش» گفت، آن ها را مهم تر از عزیزترین افراد زندگی شخصی اش دانست و سپاس ش را به آن ها تقدیم کرد. از صلح دوستی آن ها گفت. از همه ی ما، تک تک ما، بی آن که مرز و دیواری میان آنها قائل شود، بی آن که فقط از طرفداران ش بگوید.

    حقیقت این است که از جایزه ی فرهادی بسیار گفته اند و نوشته اند. بسیار موافق و مخالف او نوشته اند. خیلی ها گفتند چه دلاوری ای کرده که اسم ایران را تا قلب غرب برده و گروهی هم تلاش کردند که تمام ماجرا را کوچک و بی*اهمیت، یا نقشه بدانند. اما چه بخواهیم و چه نه، این جایزه ای برای ایران است. برای همه ی ما که می خواستیم و برایش دعا کردیم، برای آن ها که ناامید بودند و برای کسانی که بر آن خشم گرفتند. این «از ایران» بودن «یک جدایی»، این «مردم کشور» فرهادی بودن، ما را جدا نکرد. ۲۶ دی یکی از خاطره انگیزترین روزهای سال ۹۰ برای من شد.

    جگرم خنک شده بود، مثل لذت نوشیدن یک شربت خوشرنگ مادر در عطش و آتش عصر مرداد، مثل لذت داشتن سر بالا و برق زدن چشم ها، مثل غرور گفتن «رفیق منه ها!».

    فرهادی حالا معتبرترین جایزه ای را که سینمای ایران موفق به کسب آن شده، در ویترین افتخارات فیلم خوبش گذاشته. فیلمی که دغدغه ام شد. فیلمی که در آن فرو رفتیم و ایستادیم وسط ماجرا، وسط تپش و تبش. داستان خوب تعریف شده ی حرف هایی که گفته نمی شود و حقایقی که پنهان می شود، بازیگرانی که در ماجرا حل شده بودند. داستانی که زن برای استفتاء تلفن می کند، مهمانان در اتاق محقر خانه اش دور تا دور روی زمین می نشینند و او با چادر سفید در آشپزخانه چای می ریزد و حاضر به قسم نیست، و برای فرنگی ها سئوال نیست چرا رنگ چادر زن در بیرون و داخل خانه عوض می شود و چرا روی زمین می نشینند. آن ها هم فرو رفته اند، به سهم خودشان پرسیدند تصمیم ترمه چیست. حتماً آن ها هم جواب های خودشان را دارند و مطمئن ند جواب شان درست است. مثل من، وقتی ترمه گریه کرد، اشک شان در آمده. می دانم انتخاب ش چه بود. اما نباید گفت. مثل راز می ماند.
    مثل احترام به «پایان باز» فیلم فرهادی.

    فرهادی در روزهایی جزو سرخط خبرهای سایت های خبری دنیا شد که هنرمندان هنر هفتم در ایران، بی خانه شده اند. تلخی این آوار[اند]ه شدن و شیرینی این برد در کنار هم، معناها دارد که لبخندی تلخ بر لب می نشاند. کُمدی سیاهی است که باز نگاه مان خیره به عوامل ش گذاشته و لب های ساکت مانده را هم با پوزخند عجین کرده.

    «مسعود فراستی» هم یک به «جدایی نادر از سیمین» داده بود، یعنی کف، نازل ترین، بدترین، ناامیدکننده ترین، بی سر و ته ترین. خب، «راجر ایبرت» و ما متوجه نمی شویم و از خط فکری او سر در نمی آوریم. همین نظر را درباره ی کارهای مرحوم حاتمی هم دارند ایشان. به هر حال، جایزه به فرهادی رسید. باز ساکت نشسته ام، این ماجراها را کنار هم می گذارم و لبخند می زنم فقط. این ها و خیلی اتفاقات افتاده و من ساکت بودم. می دانم که این در وبلاگ نویسی یک رکود است. در دل علاقه و تداوم و جدیت من خمودگی ایجاد شده بود، و بهانه ی خم شدن زیر بار درس، اصلاً توجیه دل پذیری نیست.
    ویرایش توسط بهزاد : 25-01-2012 در ساعت 11:20
  3. #3
    تاریخ عضویت
    Mar 2012
    نوشته ها
    1
    9
    کاربر جدید
    کاربر جدید
    با تقدیم سلام و ابراز خوشحالی از آشناییتان
    چقدر گاهی گفتن حرف دل سخته و چه زیبا شما رساندید
    امید که در کنار هم این غرور ها و لذت های ناب و زیبا را بیافرینیم تا ارتقاء جزئی تفکیک ناپذیر از زندگی کوتاهمان شود


    سایت بسار خوب بود و بنده هم هر کاری از دستم بر بیاید در کف اخلاص تقدیم میکنم هر چند آنقدر تازه واردم در این رشته که روی دو پای خود نایستاده و نو آموز هستم
    سرافرازیتان آرزویم است
  4. #4
    تاریخ عضویت
    Dec 2011
    محل سکونت
    گوانگجو- چین
    نوشته ها
    1,625
    4,857
    مدیر ارشد
    مدیر ارشد
    نقل قول نوشته اصلی توسط Talebian Bahman [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]
    با تقدیم سلام و ابراز خوشحالی از آشناییتان
    چقدر گاهی گفتن حرف دل سخته و چه زیبا شما رساندید
    امید که در کنار هم این غرور ها و لذت های ناب و زیبا را بیافرینیم تا ارتقاء جزئی تفکیک ناپذیر از زندگی کوتاهمان شود


    سایت بسار خوب بود و بنده هم هر کاری از دستم بر بیاید در کف اخلاص تقدیم میکنم هر چند آنقدر تازه واردم در این رشته که روی دو پای خود نایستاده و نو آموز هستم
    سرافرازیتان آرزویم است
    خوش آمدید دوست جدید و عزیز
  5. #5
    تاریخ عضویت
    Apr 2012
    نوشته ها
    14
    116
    کاربر جدید
    کاربر جدید
    نقل قول نوشته اصلی توسط Talebian Bahman [Only Registered and Activated Users Can See Links. Click Here To Register...]
    با تقدیم سلام و ابراز خوشحالی از آشناییتان
    چقدر گاهی گفتن حرف دل سخته و چه زیبا شما رساندید
    امید که در کنار هم این غرور ها و لذت های ناب و زیبا را بیافرینیم تا ارتقاء جزئی تفکیک ناپذیر از زندگی کوتاهمان شود


    سایت بسار خوب بود و بنده هم هر کاری از دستم بر بیاید در کف اخلاص تقدیم میکنم هر چند آنقدر تازه واردم در این رشته که روی دو پای خود نایستاده و نو آموز هستم
    سرافرازیتان آرزویم است
    سلام دوست عزیز.
    منم مثل شما تازه عضو سایت شدم.
    بهتون خوس آمد میگم و امیدوارم همگی از بیانات شما استفاده کنیم .
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. حداقل سود سپرده 16 و حداكثر سود 23 درصد
    توسط مرتضی در انجمن اخبار بازرگانی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 08-02-2012, 11:06
  2. سود و زيان توليد از تغيير نرخ سود بانكي
    توسط مرتضی در انجمن اخبار بازرگانی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 16-01-2012, 15:09

کاربران برچسب زده شده

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •